چرا Out of Sight بیشتر از گرافیک، ذهن بازیکن را درگیر می‌کند؟ | تحلیل تجربه بازی

چرا Out of Sight بیشتر از گرافیک، ذهن بازیکن را درگیر می‌کند؟ | تحلیل تجربه بازی

در سال‌هایی که بیشتر بازی‌ها تلاش می‌کنند با گرافیک خیره‌کننده توجه بازیکن را بگیرند، بعضی بازی‌ها مسیر معکوس را انتخاب می‌کنند.
Out of Sight از همین دسته است؛ بازی‌ای که به‌جای نمایش بیشتر، با محدود کردن دید و اطلاعات، تجربه‌ای عمیق و ذهن‌محور می‌سازد.

این بازی نشان می‌دهد که درگیری واقعی بازیکن، نه از وضوح تصویر، بلکه از میزان مشارکت ذهنی او می‌آید.

Out of Sight چیست و چه ایده‌ای دارد؟

Out of Sight یک بازی ایندی در ژانر ترسناک ـ معمایی است که هسته‌ی گیم‌پلی آن بر یک ایده‌ی متفاوت بنا شده:
بازیکن کنترل شخصیتی نابینا را بر عهده دارد که دنیا را فقط از طریق چشم‌های یک عروسک خرسی می‌بیند.

دید بازیکن وابسته به موقعیت این عروسک است؛ اگر عروسک روی زمین باشد، زاویه دید محدود می‌شود و اگر جابه‌جا شود، درک بازیکن از فضا تغییر می‌کند. این تصمیم ساده، پایه‌ی اصلی تمام تنش‌ها و معماهای بازی است.

پوستر رسمی بازی out of sight

وقتی دیدن یک انتخاب است، نه یک حق

در Out of Sight، دیدن چیزی بدیهی نیست.
بازیکن باید تصمیم بگیرد کِی و کجا ببیند. همین محدودیت باعث می‌شود:
 • محیط همیشه ناقص درک شود
 • تهدیدها اغلب خارج از میدان دید باشند
 • هر حرکت ساده، ریسک داشته باشد

این بازی با حذف کنترل کامل دوربین، حس آسیب‌پذیری را واقعی می‌کند. تو نمی‌دانی پشت سرت چیست، و گاهی حتی نمی‌خواهی بدانی.

ترس روان‌شناختی به‌جای شوک‌های لحظه‌ای

Out of Sight برای ترساندن بازیکن به جامپ‌اسکرهای ارزان متکی نیست.
ترس در این بازی از «ندانستن» می‌آید. بازیکن اغلب حس می‌کند خطری وجود دارد، اما جای دقیق آن را نمی‌بیند.

همین تعلیق مداوم، باعث می‌شود ذهن بازیکن فعال بماند. ترس این‌جا یک واکنش لحظه‌ای نیست؛ یک وضعیت ذهنی ممتد است.

معماهایی که بخشی از روایت‌اند

معماهای Out of Sight فقط برای متوقف کردن پیشروی طراحی نشده‌اند.
هر معما بازیکن را مجبور می‌کند:
 • محیط را به خاطر بسپارد
 • موقعیت اشیاء را در ذهن بازسازی کند
 • و تصمیم بگیرد چه چیزی را ببیند و چه چیزی را نبیند

حل معماها به‌معنای فهمیدن جهان بازی است، نه صرفاً باز شدن یک مسیر جدید.

روایت محیطی؛ داستانی که گفته نمی‌شود

داستان Out of Sight بیشتر از طریق فضا، صدا و حذف اطلاعات روایت می‌شود.
انتخاب عروسک خرسی به‌عنوان ابزار دید، تضادی آگاهانه ایجاد می‌کند؛ چیزی که نماد امنیت است، تنها راه ارتباط با جهانی تهدیدآمیز می‌شود.

بازی به بازیکن توضیح نمی‌دهد چه اتفاقی افتاده؛ او را وادار می‌کند بفهمد.

چرا Out of Sight بیشتر از گرافیک، ذهن را درگیر می‌کند؟

چون این بازی به بازیکن اعتماد می‌کند.
به‌جای پر کردن صفحه با جزئیات بصری، فضای خالی می‌سازد تا ذهن بازیکن آن را کامل کند.

این مدل طراحی نشان می‌دهد:
 • تجربه‌ی عمیق به بودجه سنگین وابسته نیست
 • محدودیت می‌تواند ابزار خلاقیت باشد
 • و مشارکت ذهنی، ماندگارتر از هیجان لحظه‌ای است

این تجربه چه چیزی درباره آینده بازی‌ها می‌گوید؟

Out of Sight نمونه‌ای از بازی‌هایی است که به‌جای نمایش، روی درگیری ذهنی، روایت غیرمستقیم و حل مسئله تمرکز دارند.
این نوع تجربه‌ها، مخصوصاً در قالب‌های اپیزودیک و معمایی، آینده‌دار هستند و به‌خوبی می‌توانند در پلتفرم‌های مختلف از جمله موبایل پیاده‌سازی شوند.

بازیکن امروز، بیشتر از هر زمان دیگری، به‌دنبال بازی‌هایی است که فکرش را درگیر کند، نه فقط چشمش را.


وقتی تجربه‌های ذهن‌محور از کنسول به موبایل می‌رسند

Out of Sight نشان می‌دهد که تجربه‌های عمیق، لزوماً وابسته به سخت‌افزار یا گرافیک سنگین نیستند.
آنچه این بازی را ماندگار می‌کند، روایت غیرمستقیم، تعلیق ذهنی و حل معما است؛ عناصری که می‌توانند در قالب‌های متفاوت، از جمله تجربه‌های موبایلی، به‌خوبی بازتولید شوند.

در سال‌های اخیر، بخشی از بازی‌های معمایی و داستان‌محور، به‌سمت تجربه‌هایی رفته‌اند که بازیکن را در نقش «حل‌کننده» قرار می‌دهند، نه صرفاً مصرف‌کننده‌ی محتوا. تجربه‌هایی که به‌جای نمایش مستقیم، از بازیکن می‌خواهند فکر کند، انتخاب کند و روایت را کشف کند.

تجربه‌ای برای کسانی که با ذهن بازی می‌کنند

اگر جذب بازی‌هایی مثل Out of Sight می‌شوید، احتمالاً به تجربه‌هایی علاقه دارید که:
 • داستان را به‌تدریج و از دل معماها آشکار می‌کنند
 • بازیکن را درگیر تصمیم و تحلیل می‌کنند
 • و به‌جای هیجان لحظه‌ای، تعلیق ذهنی می‌سازند

این دقیقاً همان نوع تجربه‌ای است که در قالب بازی‌های پرونده‌ای، معمایی و روایت‌محور موبایل هم در حال گسترش است.

در پلتفرم دایموندگیمز، تمرکز روی همین جنس تجربه‌هاست؛ بازی‌هایی که بازیکن را در نقش تحلیل‌گر و حل‌کننده قرار می‌دهند و روایت را از دل انتخاب‌ها و کشف تدریجی جلو می‌برند.

این تجربه‌ها به‌صورت اپیزودیک و متناسب با موبایل طراحی شده‌اند، اما هسته‌ی درگیری ذهنی آن‌ها، مشابه بازی‌هایی مانند Out of Sight است.

اگر به بازی‌هایی علاقه دارید که بیشتر با ذهن شما کار می‌کنند تا با چشم، می‌توانید تجربه‌های معمایی و داستان‌محور دایموندگیمز را از طریق لینک زیر بررسی کنید:

[دانلود اپلیکیشن دایموندگیمز]

اسکرین شات از صفحه اصلی اپلیکیشن بازی های فکری دایموندگیمز


جمع‌بندی

Out of Sight ثابت می‌کند که بازی خوب الزاماً پرزرق‌وبرق نیست.
بازی‌ای ماندگار است که بعد از پایان تجربه هم در ذهن بازیکن باقی بماند.

وقتی یک بازی با «ندانستن»، «محدودیت» و «انتخاب» کار می‌کند، تجربه‌ای می‌سازد که فراتر از تصویر، روی ذهن اثر می‌گذارد.

در ادامه تیزر رسمی بازی out of sight را ببینید.
 

ارسال نظر